ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1121
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كه آنها را قلم و خط مينامند نوشتن نيز يكسان نيست و داراى اختلافات بسيار است . از آن جمله خط حميرى است كه آن را « مسند » مينامند و قبيلهء حمير و مردم قديم يمن بدان خط مىنوشتند و با شيوهء كتابت عربهاى متأخر از قبيل مضريان مخالف است هم چنان كه لغت ايشان نيز با لغت مضر اختلاف دارد و هر چند همهء آنان به عربى سخن مىگويند ، ولى عادت و ملكهء مضريان در زبان و طرز تعبير ، با حميريان متفاوت است و هر يك از آنان در سخن گفتن قوانينى كلى دارند كه از طرز تعبير ايشان استقرا شده است و با اصول و قواعد ديگرى مخالف است . و چه بسا كه در اين باره آنان كه آشنا به ملكات تعبير نيستند غلط مىكنند . ديگر خط سريانى است كه نبطيان و كلدانيان بدان مىنوشتند و گاهى برخى از نادانان مىپندارند كه خط سريانى بسبب قدمت آن خط طبيعى است چه آنان از قديمترين ملتها بشمار ميرفتند ليكن اين پندار وهم و غلط و يكى از عقايد عاميانه است ، زيرا هيچ يك از كليهء افعال اختيارى انسان طبيعى نيست ، بلكه اين افعال در نتيجهء قدمت و تمرين آنقدر دوام مىيابند كه ملكهاى راسخ مىشوند و بيننده گمان مىكند طبيعى مىباشند . چنان كه بسيارى از مردم كودن دربارهء زبان عربى نيز به همين سان تصور مىكنند و مىگويند عربها بطور طبيعى به زبان عرب سخن مىگفتهاند در صورتى كه اين پندار نيز غلط است . ديگر خط عبرى است كه خاندان عابر بن شالخ از بنى اسرائيل و جز آنان بدان مينوشتند . گونهء ديگر خط لاتينى است كه از آن مردم روم است و ايشان داراى زبان خاصى نيز مىباشند و هر يك از ملتها در نوشتن اصطلاح خاصى دارند كه به آنان منسوب است و ويژهء آن قوم مىباشد مانند تركان و فرنگان و هنديان و جز آنان ، ولى تنها سه گونه خط نخستين مورد توجه واقع شده است ، زيرا چنان كه ياد كرديم خط سريانى قديمىترين خطوط بشمار مىرود و همين قدمت آن سبب شده است كه